-
فکربکر
شنبه 21 مرداد 1391 10:33
یک پیرمرد بازنشسته، خانه جدیدی در نزدیکی یک دبیرستان خرید. یکی دو هفته اول همه چیز به خوبی و در آرامش پیش می رفت تا این که مدرسه ها باز شد. در اولین روز مدرسه، پس از تعطیلی کلاسها سه تا پسربچه در خیابان راه افتادند و در حالی که بلند بلند با هم حرف می زدند، هر چیزی که در خیابان افتاده بود را شوت می کردند و سروصداى...
-
خوشبختی
شنبه 21 مرداد 1391 10:32
خوشبختی ما در سه جمله است : تجربه از دیروز، استفاده از امروز، امید به فردا ولی حیف که ما با سه جمله دیگر زندگی مان را تباه می کنیم : حسرت دیروز، اتلاف امروز، ترس از فردا.
-
اونقدر غرق آرزوها هستیم که فراموش می کنیم آرزوی کسی هستیم
یکشنبه 18 تیر 1391 13:00
دخترک شانزده ساله بود که برای اولین بار عاشق پسر شد.. پسر قدبلند بود، صدای بمی داشت و همیشه شاگرد اول کلاس بود. دختر خجالتی نبود اما نمی خواست احساسات خود را به پسر ابراز کند، از اینکه راز این عشق را در قلبش نگه می داشت و دورادور او را می دید احساس خوشبختی می کرد. در آن روزها، حتی یک سلام به یکدیگر، دل دختر را گرم می...
-
با عشق هر آنچه که می خواهید می توانید به دست آوردید
یکشنبه 18 تیر 1391 12:53
زنی از خانه بیرون آمد و سه پیرمرد را با چهره های زیبا جلوی در دید. به آنها گفت: « من شما را نمی شناسم ولی فکر می کنم گرسنه باشید، بفرمائید داخل تا چیزی برای خوردن به شما بدهم.» آنها پرسیدند:« آیا شوهرتان خانه است؟» زن گفت: « نه، او به دنبال کاری بیرون از خانه رفته.» آنها گفتند: « پس ما نمی توانیم وارد شویم منتظر می...
-
حکایت تصمیم انجام کار از اعماق قلب
یکشنبه 18 تیر 1391 12:48
پیرمردی تنها در مینه سوتا زندگی می کرد . او می خواست مزرعه سیب زمینی اش راشخم بزند اما این کار خیلی سختی بود .تنها پسرش که می توانست به او کمک کند در زندان بود پیرمرد نامه ای برای پسرش نوشت و وضعیت را برای او توضیح داد پسرعزیزم من حال خوشی ندارم چون امسال نخواهم توانست سیب زمینی بکارم من نمی خواهم این مزرعه را از دست...
-
زندگی مسابقه نیست...
یکشنبه 18 تیر 1391 12:32
حرمت اعتبار خود را هرگز در میدان مقایسه ی خویش با دیگران مشکن که ما هر یک یگانه ایم موجودی بی نظیر و بی تشابه و آرمانهای خویش را به مقیاس معیارهای دیگران بنیاد مکن تنها تو می دانی که "بهترین" در زندگانیت چگونه معنا می شود از کنار آنچه با قلب تو نزدیک است آسان مگذر بر آنها چنگ درانداز، آنچنان که در زندگی خویش...
-
تبریک میلاد نور
چهارشنبه 14 تیر 1391 19:31
مهدی، نظری به ما عنایت کن مارا به صراط خود هدایت کن مهدی! اگر از منتظرانت بودیم چون دیده ی نرگس نگرانت بودیم با این همه روسیاهی و سنگدلی ای کاش که از همسفرانت بودیم ولادت آخرین ذخیره ی الهی، بهار دلها، یوسف زهرا، تبریک و تهنیت کجایى اى همیشه پیدا از پس ابرهاى غیبت؟ من نشانی از تو ندارم،اما نشانیام را برای تو...
-
زندگی کردن با حروف صفحه کلید
شنبه 20 خرداد 1391 22:46
«آ» : «آرامش» وقتی به سراغت میآید که «تلاش» کرده باشی. «ا» : «اعتمادبهنفس» یک «سرمایه» است نه یک «کلمه»! «ب» : برای «بهتر» شدن زندگیات، «بهتر» فکر کن! … جهت خواندن به ادامه مطلب مراجعه کنید … «پ» : چرکنویسهای زندگیات گاهی به «پاکنویس» احتیاج دارند! «ت» : «تفاهم» درک کردن نیازهای طرف مقابل است نه دانستن نیازهای...
-
داستان کوتاه و جالب...!!!
شنبه 20 خرداد 1391 22:38
چاک از یک مزرعه دار در تکزاس یک الاغ خرید به قیمت ۱۰۰ دلار . قرار شد که مزرعه دار الاغ را روز بعد تحویل بدهد . اما روز بعد مزرعه دار سراغ چاک آمد و گفت :متأسفم جوون . خبر بدی برات دارم . الاغه مرد . چاک جواب داد : ایرادی نداره . همون پولم رو پس بده . مزرعه دار گفت :نمی شه . آخه همه پول رو خرج کردم . ... چاک گفت :...
-
منطقی هستید یا احساسی؟
پنجشنبه 18 خرداد 1391 21:05
آزمایشی ساده برای اینکه بفهمید احساستی هستید یا منطقی؟؛ من که خودم هر چی امتحان کردم، فهمیدم احساساتی هستم و هیچجوره امکان پیچاندن خودم نبود! یعنی خودم را نمیتوانستم گول بزنم و به خودم بگویم آدم منطقیای هستم. با این حال از احساساتی بودنم خیلی هم خوشحالم. شما چهطور؟! این آزمایش ساده به اینگونه است: مطابق تصویر (1)...
-
شگرد اقتصادی ملانصرالدین
پنجشنبه 18 خرداد 1391 19:52
ملانصرالدین هر روز در بازار گدایی می کرد و مردم با نیرنگی، حماقت او را دست می انداختند. دو سکه به او نشان می دادند که یکی شان طلا بود و یکی از نقره، اما ملانصرالدین همیشه سکه نقره را انتخاب می کرد. این داستان در تمام منطقه پخش شد. هر روز گروهی زن و مرد می آمدند و دو سکه به او نشان می دادند و ملانصرالدین همیشه سکه نقره...
-
دانلود آزمون جامع پودمانی دانشگاه جامع علمی کاربردی سال 1391
سهشنبه 9 خرداد 1391 11:36
با توجه به درخواست های مکرر دانشجویان محترم رشته حسابداری صنعتی , در این پست لینک دانلود آزمون جامع و ارزیابی حرفه ای پودمانی دانشگاه جامع علمی کاربردی رشته حسابداری صنعتی سال 1391 که در مورخه 28 / 2 / 1391 برگزار گردید جهت دانلود به صورت رایگان گذاشته می شود . جهت دانلود به ادامه مطلب مراجعه کنید نام فایل : 1391.pdf...
-
انار ترک خورده
سهشنبه 9 خرداد 1391 09:47
لیلی زیر درخت انار نشست. درخت انار عاشق شد. گل داد سرخ سرخ. گلها انار شد داغ داغ. هر اناری هزار دانه داشت. دانه ها عاشق بودند. دانه ها توی انار جا نمیشدند. انار کوچک بود. دانه ها ترکیدند. انار ترک برداشت. خون انار روی دست لیلی چکید. لیلی انار ترک خورده را از شاخه چید. مجنون به لیلی اش رسید. خدا گفت: راز رسیدن فقط همین...
-
خوش خیال کاغذی
سهشنبه 9 خرداد 1391 09:43
دستمال کاغذی به اشک گفت : قطره قطرهات طلاست یک کم از طلای خود حراج میکنی؟ عاشقم با من ازدواج میکنی؟ اشک گفت : ازدواج اشک و دستمالِ کاغذی ! تو چقدر سادهای خوش خیال کاغذی ! توی ازدواج ما تو مچاله میشوی چرک میشوی و تکهای زباله میشوی پس برو و بیخیال باش عاشقی کجاست ؟ تو فقط دستمال باش ! دستمال کاغذی، دلش شکست...
-
چند روز پیش ابلهی برام نظر گذاشت .........
یکشنبه 7 خرداد 1391 18:59
چند روز گذشته ( جمعه 5 خرداد 1391 ساعت 00:07 ) ابلهی با آی پی ( 91.98.231.140 ) مربوط به ISP پارس آنلاین از شهر بابل مازندران برام نظر گذاشت البته نمی شه گفت نظر باید گفت تهدید , توهین و افترا که از باباش مایه میذاشت : ( ........ ye kOcholo @m@r@mo d@r bi@r bebin b@b@m chik@r@st ........) گفتم در جواب این ابله چی بگم...
-
دانلود دو آهنگ در جواب شاهین نجفی مرتد
شنبه 6 خرداد 1391 13:12
و اما شاهین(کلاغ ترسو)جرأت داری بیا توی ایران تا ببینی همه ی مردم ایران عاشق مقدساتشون هستند و حاضرند به خاطر مقدساتشون جونشون را فدا کنند! جهت دانلود آهنگ به ادامه مطلب مراجعه کنید مهران باقری آهنگ بسیار زیبایی رو در جواب توهین شاهین نجفی مرتد آماده کردند که برای دانلود در اختیار عموم قرار می گیرد. لینک دانلود آهنگ...
-
شاهین نجفی مرتد
شنبه 6 خرداد 1391 12:43
« وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ لَیَقُولُنَّ إِنَّما کُنّا نَخُوضُ وَ نَلْعَبُ قُلْ أَ بِاللّهِ وَ آیاتِهِ وَ رَسُولِهِ کُنْتُمْ تَسْتَهْزِؤُنَ.لا تَعْتَذِرُوا قَدْ کَفَرْتُمْ بَعْدَ إیمانِکُمْ إِنْ نَعْفُ عَنْ طائِفَةٍ مِنْکُمْ نُعَذِّبْ طائِفَةً بِأَنَّهُمْ کانُوا مُجْرِمینَ » اگر از آنها بپرسی(: «چرا این اعمال خلاف را...
-
بازی با احساسات
پنجشنبه 4 خرداد 1391 12:27
... سیاه پوشیده بود، به جنگل آمد .. استوار بودم و تنومند! من را انتخاب کرد ... دستی به تنهام کشید تبرش را در آورد و زد .. زد .. محکم و محکمتر ... به خود میبالیدم، دیگر نمیخواستم درخت باشم، آیندهی خوبی در انتظارم بود! سوزش تبرهایش بیشتر میشد که ناگهان چشمش به درخت دیگری افتاد، او تنومندتر بود ... مرا رها کرد با...
-
زندگی
چهارشنبه 3 خرداد 1391 18:06
زندگی آرام است، مثل آرامش یک خواب بلند. زندگی شیرین است، مثل شیرینی یک روز قشنگ. زندگی رویایی است، مثل رویای ِیکی کودک ناز. زندگی زیبایی است، مثل زیبایی یک غنچه ی باز. زندگی تک تک این ساعتهاست، زندگی چرخش این عقربه هاست، زندگی راز دل مادر من. زندگی پینه ی دست پدر است، زندگی مثل زمان در گذر است...
-
مسافری ، که هیچ کس دوستش ندارد
چهارشنبه 3 خرداد 1391 18:02
"پیچ هر جاده را که رد کنی ، شمعی به تو خواهند داد. هر شمع تو را یک گام به او نزدیک تر می کند. یا بمان و بپذیر شب و سیاهی ات را ، یا برو ، زیرا شمعی به تو خواهند داد." این ها را آن رهنورد به من گفت که چهل سال بود صدایش را می شنیدم. خودش را اما نمی دیدم. رفتم و بی قراری توشه ام بود. رفتم و چه سخت است وقتی زمین...
-
جمـــلات ِ تاَمـــل برانگیـــز
چهارشنبه 3 خرداد 1391 17:58
♥ درصد کمی از انسانها نود سال زندگی می کنند مابقی یک سال را نود بار تکرار می کنند . . . ♥ نصف اشباهاتمان ناشی از این است که وقتی باید فکر کنیم ، احساس می کنیم و وقتی که باید احساس کنیم ، فکر می کنیم . . . ♥ سر آخر، چیزی که به حساب می آید تعداد سالهای زندگی شما نیست بلکه زندگی ای است که در آن سالها کرده اید . . . ♥...
-
در آغاز هیچ نبود
چهارشنبه 3 خرداد 1391 17:44
در آغاز هیچ نبود و کلمه بود و کلمه نزد خدا بود.خداوند اما کلمه هایش را به آدمی بخشید و جهان پر از کلمه شد . من اما از تمام کلمه های دنیا تنها یک کلمه را برگزیده ام و همه جمله هایم را با همان یک کلمه می سازم. با همان یک کلمه حرف می زنم، شعر می گویم و می نویسم.آن یک کلمه هم فعل است و هم فاعل، هم صفت است و هم موصوف....
-
پارازیت
چهارشنبه 3 خرداد 1391 17:38
کم کم یاد خواهی گرفت با انسانها همان گونه باشی که هستند.....! همانقدر ... ... خوب گرم مهربان و گاهی همانقدر بد سرد تلخ...
-
آدمهای ساده را دوست دارم
چهارشنبه 3 خرداد 1391 17:37
آدمهای ساده را دوست دارم. همان ها که بدی هیچ کس را باورندارند. همان ها که برای همه لبخنددارند. همان ها که همیشه هستند، برای همه هستند. آدمهای ساده را باید مثل یک تابلوی نقاشی ساعتها تماشا کرد؛ عمرشان کوتاهاست. بسکه هر کسی از راه می رسد یا ازشان سوءاستفاده می کند یا زمینشان میزند یا درس ساده نبودن بهشان می دهد. آدم های...
-
عشق واقعی
چهارشنبه 3 خرداد 1391 17:35
عشـــــق واقعـــــــی همچون زیـــــارت است ... وقتی اتفاق می افتد که بدون برنامه ریزی قبلی طلبیده شود ولـــــــی کمیاب است زیــــــــرا اکثر مردم برنــــــــامه ریـــــزهای ماهـــــــری هستند !
-
پیامبری از کنار خانه ی ما رد شد...
چهارشنبه 3 خرداد 1391 17:32
پیامبری از کنار خانه ی ما رد شد. باران گرفت. مادرم گفت : چه بارانی می آید. پدرم گفت : بهار است. و ما نمی دانستیم باران و بهار نام دیگر آن پیامبر است. پیامبری از کنار خانه ما رد شد. لباسهای ما خاکی بود . او خاک روی لباسهایمان را به اشارتی تکانید. لباس ما از جنس ابریشم و نور شد و ما قلبهامان را از زیر لباسمان دیدیم....
-
قسمتی از وصیت نامه گابریل گارسیا مارکز
چهارشنبه 3 خرداد 1391 17:23
احساساتتان را همواره بیان کنید و افکارتان را اجرا. اگر میدانستم امروز آخرین روزی است که تو را میبینم، چنان محکم در آغوش میفشردمت تا حافظ روح تو گردم. اگر میدانستم این آخرین دقایقی است که تو را میبینم، به تو میگفتم «دوستت دارم» و نمیپنداشتم تو خود این را میدانی. همیشه فردایی نیست تا زندگی فرصت دیگری برای جبران...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 1 خرداد 1391 21:28
گلی می میرد تا عشقی به وجود آید و پس از مدت ها عشق می میرد تا نهالی سبز شود در این صورت ای گل با طراوت زیبا برای همیشه پژمرده و پرپر شو تا عشق ها ابدی و جاودان باقی بمانند.
-
عشق ورزیدن خطاست
دوشنبه 1 خرداد 1391 21:23
عشق ورزیدن خطاست حاصلش دیوانگیست عشق بازان جملگی دیوانه اند عاشقان بازیگر این بازی طفلانه اند عشق کو عاشق کجاست معشوق کیست جنبش نفس است که عشقش خوانده اند آنکه میمیرد ز شوق دیدن امروز ما گر بیابد بیشتر گر ببیند دلبران تازه تر عشق عالم سوز خاموش می شود چهره ی ما هم فراموش می شود سنگ قبرم را نمی سازد کسی مانده ام در...
-
سه پند لقمان به پسرش
شنبه 24 دی 1390 13:18
روزی لقمان به پسرش گفت: امروز به تو 3 پند می دهم که کامروا شوی. اول اینکه سعی کن در زندگی بهترین غذای جهان را بخوری! دوم اینکه در بهترین بستر و رختخواب جهان بخوابی. و سوم اینکه در بهترین کاخها و خانه های جهان زندگی کنی. پسر لقمان گفت: ای پدر ما یک خانواده بسیار فقیر هستیم چطور من می توانم این کارها را انجام دهم؟ لقمان...